تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره
تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره
بهش گفتم ببخشید خانوم
گفت : درد و ببخشید زهر مار و ببخشید :|
آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه
منم هیچی نگفتم وقتی بلند شد بره با مغز اومد تو زمین :|
خدا شاهده می خواستم بگم بند کفشت بازه
بهش گفتم ببخشید خانوم
گفت : درد و ببخشید زهر مار و ببخشید :|
آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه
منم هیچی نگفتم وقتی بلند شد بره با مغز اومد تو زمین :|
خدا شاهده می خواستم بگم بند کفشت بازه
- ۳.۷k
- ۲۷ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط