{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عقل ودل روزى زهم دلخورشدند،هردو ازاحساس نفرت پرش

عقل ودل روزى زهم دلخورشدند،هردو ازاحساس نفرت پرشدند،دل به چشمان كسی وابسته بود،عقل ازاین بچه بازى خسته بود، حرف حق باعقل بود اماچه سود،پیش دل حقانیت مطرح نبود، دل به فكرچشم مشكی فام بود، عقل آگاه ازخیال خام بود،عقل بااو منطقی رفتاركرد، هرچه دل اصرار عقل انكاركرد، كش مكش مابینشان شدبیشتر، عاقبت عقل ازسرعاشق پرید، بعدازآن چشمان مشكی راندید، تابه خودآمد بیابان گرد بود، خنده برلب ازغم این درد بود....
دیدگاه ها (۲)

عقل و دل روزی زهم دلخور شدند هر دو از احساس نفرت پر شدند دل ...

#استوری #دلنوشت #تکست #زیبا #خاص #غمگین #حرف_دل#متن #دلنوشته...

جالبه لطفا بخون عقل و دل روزی زهم دلخور شدندهر دو از احساس ...

عقل و دل روزی زهم دلخور شدندهر دو از احساس نفرت پر شدنددل ...

...عقل و دل روزی زهم دلخور شدندهر دو از احساس نفرت پر شدند...

عاشقانه

عقل و دل روزى زهم دلخور شدند...هردو از احساس نفرت پر شدند......

عـــقل و دل روزی ز هـــم دلخـــــور شـــــدندهـــــر دو از ا...

عـــقل و دل روزی ز هـــم دلخـــــور شـــــدندهـــــر دو از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط