{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت31فصل2

پارت31فصل2

یوری: ببخشید میپرسما
ا.ت: نه عزیزم راحت باش
یوری: ولی یه سوال از جونگکوک
کوک: بفرمایید
یوری: چرا اینقدر دنباله ا.ت بودی
کوک: دوسش داشتم
&: یعنی الان نداری ا.ت لو داد
کوک: نه منظورم این بود دوسش داشتم و دوسش دارم
یوری: خب الان چیکار میکنید
ا.ت: کوک شرکت داره منم که خودت میدونی یونی هم مدرسه
یوری: عالی که
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سه ساعت بعد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داشتیم باهم حرف میزدیم صدای گریه شنیدیم
ا.ت: فکر کنم یونی باشه یه لحظه من الان برمیگردم
رفتم پیش یونی دیدم داره گریه میکنه
یونی: مامان
ا.ت: جانم
یونی:مامان میترسم
ا.ت: عزیزم خواب بد دیدی بیا بریم بیرون صورتتو بشور یکم دور بزن بهتر میشی
یونی: مامان بریم خونه
ا.ت: باشه
دست یونی گرفتم
ا.ت: کوک میشه بریم
یوری: چرا کجا میخواید برید
ا.ت: یونی خواب بد دیده بریم خونه بهتره
کوک: باشه تا بریم
خدافظی کردیم و رفتیم
ا.ت: کوک مگه راه خونه از اون طرف نبود
کوک: یه لحظه وایسا
ا.ت:چیشده
کوک: این ماشینه دنبالمونه
ا.ت: چی
کوک:باید راهشو گم کنیم
ا.ت:باشه
کوک: فقط نترس
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
ده دقیقه بعد
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
ده دقیقه بود تو خیابونا بودیم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳)

پارت32فصل2ا.ت: فکر کنم گممون کردنکوک: نیستن بریم خونهرفتیم خ...

۶۰۰تایی شدنمون مبارک خیلی خیلی ممنونم❤😉😘☺️😊🥰❣️💓💋🎀🌺💖💝

پارت30فصل2ا.ت: چی زنه اومدیونی: آره مامان اون زنه کیها.ت: ول...

پارت29فصل2یوری: خب واسه غذا خودتو جونگکوک و یونی بیاید خونه ...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط