{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه روشن من

ماه روشن من
پارت( ۲۸)
ویو هلیا
رفتیم رو تخت دو نفری خوابیدیم دیدم جیمین یهو امد روم و فقط منو میبوسید و لبمو گاز میگرفت نفس کم اوردیم جدا شدیم
-کی خوب میشی
+زود زود
-بهت نیاز دارم هلیا
+منم ولی الان خوابم میاد
-منم بیبی
+😅
-😅
صب
ویو جیمین
بلند شدم دیدم هلیا خوابه رفتم از خونه چند دست لباس واسه خودم و هلیا ور داشتم تو راه بودم که دیدم هلیا زنگ زد
-الو بیب چی شده
+هیچی ددی کجایی اخه
-امدم از خونه برا خودمون لباس ور دارم دارم میام
+باشه فقط از وسط راه برام بستنی شکلاتی میگیلی( با لحن بچگونه)
-اره قربونت برم عشق ددی میخرم فقط هلی برای خودمم شکلاتی میگرم باشه نخوریشا
+نه عشقم بخل بیا
-باش بیب مراقب باش
+باش توهم مراقب باش
پایان ویو جیمین
ویو هلیا
به ددیم گفتم برام بستنی بخره منتظرش موندم
دیدم ددی جیمین داره میاد
-بفرما بیبی اینم بستنی
+اخ سون مرسی عشقم
-قربونت برم
پایان ویو هلیا
ویو جیمین
هلیا ذوق کرد و عین بچه ها میخورد نمیتونستم نگاهمو ازش بگیرم دیدم دور لبش فقط بستنی مالیده شده رفتم جلو دور دهنش و لبش رو زبون کشیدم جوری که میمکیدم اونم دور لب منو خورد
+ددی چقدر خوشمزه ای
-تو خودتو حس کردی چه خوشمزه ای😈
+نه ددی ولی تورو اره😈
خب بخور که باید کلی باهات حرف بزنم
دیدیم اجوما هم داره میاد سمت ما
٫وای هلیای عزیزم خوبی دخترم ؟
+مرسی اجوما خوبم خودت خوبی؟
٫ارع عزیزم خداروشکر پسرم خوبی؟
-مرسی اجوما خوبم خودت خوبی؟
٫ارع عزیزم خوبم
-چرا امدی با این کمرت
٫ول کنش امدم بهتون سر بزنم میرم
-برو اجوما جون خدافظ
+خدافظ اجوما شی
٫خدافظ دخترم خدافظ پسرم
اجوما رفتم منم نشستم رو به روش دیدم دکتر امد
/اینم جواب ازمایش ولی...............
خماری 😅✨
ببخشید کم بود عشقام✨♥
لایک ♥
کامنت💌
بزارید دیگه 😅🥺
دیدگاه ها (۳)

رمان: قلب در تاریکی

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

فیک تهیونگ

در جست و جوی خاطرات پارت۱۳

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p3بعد از اون حرف ...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط