{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

(پارت 1)
شخصیت ها: کوکی_ ات _جیمین _ تهیونگ _ مینسو
(ویو ات)
امروز قرار بود با کوک بریم خرید
کوک: بریم هانی
ات: بریم
از خونه زدیم بیرون کوک در ماشین رو برام باز کرد خودشم نشست رفتیم سمت بزرگ ترین پاساژ
ات: رسیدیم؟
کوک: یس
اومدم در ماشین رو باز کنم که یهو کوک در و بست خودش پیاده شد اومد در سمت منو باز کرد
کوک:  بفرمایید لیدی
ات:  ممنون
رفتیم سمت پاساژ چند تا لباس گرفتم داشتیم میرفتیم برای کوک لباس بگیریم که یکی خورد بهم
سرم رو اوردم بالا دیدم جیمین ( جیمین دوست بچگی و دوست پسر دوران دبیرستان ات ولی هنوز باهم دوست های صمیمی هستن) 
ات:  جیمین ( ذوق بیش از حد) 
جیمین:  ات دلم چقدر برات تنگ شده
ات: منم ( جیمین رو بغل کرد)
کوک:  اهم بیبی معرفی نمیکنی ( یکم عصبی) 
ات:  جیمین...
(شرایط برا پارت بعدی 60تا لایک)
(خوبه؟؟
دیدگاه ها (۱۲)

(پارت 2)جیمین:  من جیمینم دوست بچگی و دوست پسر سابق ات شما ه...

(پارت سوم) ویو ات) راه افتادیم برای کوکی چندتا لباس گرفت که ...

(پارت اخر28)بعد از دو هفته به طور اتفاقی از دهن ات پرید  و ت...

(پارت 27)اینکه کی برمیگردن حرف زد که ته گفت) ته: هممون فردا...

دروغ نگو جونگ کوک کوک. دروغ نمیگمات. کوکو کوک. جان کوکو ات. ...

ات: چرا؟ کوک: فقط بیا توی ماشین حرف بزنیم. رفتم نشستم روی صن...

پارت سوم‌ فیک عشق مافیا که یهو ات یه سیلی محکم به کوک‌ میزنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط