{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو موبايل فروشي بودم دختره با يه کيسه نايلوني اومد يه موب

تو موبايل فروشي بودم دختره با يه کيسه نايلوني اومد يه موبايل خورد شده رو ريخت روي ميز فروشنده گفت اين موبايلي که به من دادي خراب بود
فروشنده با تعجب گفت يعني چي:
گفت رفتم بالاي پشت بوم
گذاشتمش رو حالت پرواز انداختم
پايين کار نکرد اينو عوض کن !
فروشنده که امروز ختمشه
منم دو روزه از کما در اومدم...
دیدگاه ها (۱۰)

part51. . پس شد سه تا هات چاکلت و دوتا میلک شیک «بله حتما ل...

#چندپارتیوقتی پسش میزنی کم کم بارون گرفت و باعث شد سرتو بگیر...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

Part ²⁵ویو لیلی شوکه بودم اما نگاهم همینجوری رو چشمای جونگکو...

رمان: قلب در تاریکی

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

I'm not jealous part 35با صدای بمی که شنیدم ناخودآگاه 360 در...

I can be myself with himPart⁹⁸دستش رو گرفتم..جلوی ماشین ایست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط