{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب موقع خواب به خدا گفتم:

دیشب موقع خواب به خدا گفتم:
بگیر از من هر آنچه تو را از من میگیرد..
.
.
..
ناگهان ندا آمد:
گوشیتو بده..
.
.
.
منم سریع رفتم زیر پتو خروپف کردم...
..
..

دوباره ندا آمد:
دیگه زر نزنیا...!!!
..
..
گفتم: چشم.
دیدگاه ها (۴)

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

سرنوشت(ویو من)اون شب دوباره خواب بد دیدم...همون اتاق تاریک.....

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

نماد مرگ پارت شیشم

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part78بعد تقریبا دوساعت و نیم بازی خسته به ات...

P³³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان سوم پارت یازدهمبسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>>...

سیلام 🎀 بریم برای پارت گذاری؟فایتینگ (تابع قوانین ویسگون)رما...

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط