{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔮🎀بازگشت عشق 🎀🔮

🔮🎀بازگشت عشق 🎀🔮

Part10

لیا :چی چطور
چاعان:نپرس خیلی پیچیده حالا فردا خودت میبینی
لیا:باشه
لیا بلند شد و همه رفتن اتاق خودشون

فردا

توانا و یاعیز واردا خونه چاعان بودن لیا بیدار شد اومد پایین
لیا:سلام
توانا:سلام لیا خانم خوب خوابیدی که امروز کلی کار داریم
لیا:چه کاری آها یادم رفته بود
یاعیز :برو حاضر شو الان چاعان هم میاد
لیا حاضر شد و چاعان هم اومد پایین همه باهم رفتن به اونجایی که لیا اونجا قدرتشو بدست آورده بود
لیا:اینجا برام آشناست
توانا:بایدم باشه ما اینجا دوستیمون رو کامل کردیم🥹 و اینجا تو لجبازی کردی😞
لیا:منظورت چیه
توانا:هیچی بریم
همه باهم رفتن ما لیا هیچی یادش نیومد
چاعان:الان همه چیزو یادت میاد
لیا :نه
چاعان:پس حتما جاش تعقییر کرد
چاعان دستگاه صالح رو در آورد و شروع به گشتن کردن شب شد و همه جا تاریک بود
لیا:بهتر نیست برگردیم
یاعیز:نمی تونیم شب گم میشیم بعد اول تو باید حافظتو بدست بیاری بد میریم
لیا:خوب حداقل استراحت کنیم
توانا:لیا راست میگه بابا خسته شدیم
چاعان:اما
توانا با چشم به لیا اشاره کرد که به سختی راه می‌رفت
چاعان:باشه آردا وسایل رو دربیاره همینجا کمپ میزنیم

فردا

همه بیدار شدن و راه افتادن
یاعیز:نزدیک شدیم؟
چاعان:تقریبا
لیا:....
دیدگاه ها (۳)

٪چه حقیقتی + راستش لیا من راجب خانوادم بهت‌ دروغ گفتم من درو...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۳ویو لیاـچشمامو ...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p52در همین حال نینا و لیا توی باغ قدم می‌...

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط