{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمده ام ببینمت، گریه امان نمی دهد

آمده ام ببینمت، گریه امان نمی دهد
چشم به چشم تو شوم، حیا توان نمی دهد

آمده ام بگویمت، درد،، زبان نمی دهد
حرف زیاد دارم و بغض زمان نمی دهد

آمده ام ببوسمت شرم نشان نمی دهد
در عجبم که روح من ز شوق جان نمی دهد

پر شدم از تو سر روم، بس که تو را خواسته ام
اسب مراد را ببین، به من عنان نمی دهد

فرصت بوسه و کنار، ترسم به پایان برسد
لعنت به دنیایی که شانس به عاشقان نمی دهد
دیدگاه ها (۱)

گر بمانی با دلم با تو نفس خواهم کشید آتش عشق تو...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش اول_- و من انعکاس نور و ز...

آمده ام ببینمت، گریه امان نمی دهدچشم به چشم تو شوم، حیا توان...

#مقدس_ترین_پیوند_هستی#پیوند_دو_نور‍ ‍ 💞خواستگاری پر از عشق و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط