{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥
⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 78・⁠]⁠ᕗ

و پارچه رو از روی موهای خودم برداشتم و روی موهاش 
کشیدم. با آرامش چشماش رو بست.. 
اروم دستش رو روی شکمم گذاشت و هولم داد عقب که رو تخت دراز کشیدم و خودشم بهم نزدیک شد. 
کنارم دراز کشید و ارنجش رو زیر سرش گذاشت و زل زد بهم. 
اروم دستم رو روی صورتش کشیدم با حس خاصی چشماش رو بست. 
جونگکوک اروم زمزمه کرد : نکن کریستینااا.. نكن خواهش میکنم. 
-چیکار نکنم؟ 
جونگکوک : دیوونه ام نکن 
دستم رو باز روی صورتش کشیدم و گفتم : چیزی هست که بخوای بهم بگی جونگکوک؟ 
جونگکوک : كريستينا.. 
-جانم.. 
جونگکوک : یه چیزهایییه. چیزهایی تغییر کرده که باید درباره اش حرف بزنیم. 
موهاش رو نوازش کردم سریع بلند شد و پشت بهم نشست. 
جونگکوک : میدونم اشتباهه... به خدا میدونم..روزهاست دارم 
تقلا میکنم از شرش خلاص بشم ولی نمیتونم..واقعا نمیتونم. میخوام بفهمی خودم تو بلاتکلیفی ام و بدجور دارم میجنگم...من..
کج برگشت و نگام کرد زل زدم بهش. 
جونگکوک : خیلی وقته نفسام به نفسهات بسته شده كريستينا..خیلی وقته نگام که میکنی دلم میلرزه..
خیلی وقته لحظه به لحظه منتظرم تا تو بیای بهترین لحظه های زندگیم لحظه های اومدن توعه لحظه های حرف زدن با توعه.. از بوسیدنت سیر نمیشم.. تو واقعا تک گل سرخی هستی که تو بیابون قلبم رشد کرده.. یه روز نبینمت انگار نمیتونم نفس بکشم.. حاضرم به خاطرت از دنیا بگذرم. کریستینا .. من‌ به تو دل بستم..اونم خيلى عميق.. 
به کمرم چنگ زد و گفت : میدونم خیلی فرق داری..خیلی متفاوت ی.. میدونم.... میدونم کلی خواستگار پولدار داری.. اما...
درخشش اشک تو چشمای درمونده وکلافه اش دیدم. 
سریع چشماش رو بست و صداش لرزید و جدی گفت: دوستت دارم خیلی زیاد... لعنتی تو هر لحظه که اینجا بودی با نگاهات با حرفات با شیطنت ها و خنده هات تا مرز جنون بردیم و برم گردوندی... من... نمیتونم..نمیدونم باید چیکار کنم.. فقط میدونم عاشقت شدم.. من نمیدونم باید با این حس چیکار کنم... 
کلافه خیلی عصبی و سریع ازم رو برگردوند و بهم پشت کرد. 
اشکم از این همه احساس قشنگ فرو ریخت. چشمام رو بستم.درک حس خودم اصلا سخت نبود... منم دوسش داشتم.. منم میخواستمش.... 
من..بانوی دربار انگلستان عاشق شده بودم..عاشق یه دکتر و
و اون هم.. اون هم دوسم داشت. حالا چی میشد؟
دیدگاه ها (۹)

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part79・⁠]⁠ᕗاون راست میگفت منم نم...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 77・⁠]⁠ᕗچرا به پشتش حساسه؟ قب...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 76・⁠]⁠ᕗ  شبونه برای اینکه با...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 30・⁠]⁠ᕗ  سریع طبق يه عكس الع...

پارت ۳۸همون لحظه حس کردم کل صورتم داغ شد.لعنتی.توی اون وضعیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط