{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 18

پارت 18
رفتم خونه دوش گرفتم موهامو سشوار کشیدم بالا بستم کت دامن بنفشمم پوشیدم یه رژ و ریملم زدم رفتم پایین ساباشم یه شلوار جین مشکی پوشیده بود لباس سرمه ای با خطای قرمز ..برگشت سمتم
ساباش : چقد خوشگل شدی !..
من : با اجازتون خوشگل بودم
ساباش : الان خوشگلتر شدی
من : بریم
راه افتادیم سمت باغ تالار دم درش یه اقایی اومد ماشینو برد پارکینگ رفتیم داخل دوتا خانوم مسن که غرق ارایش بودن با دوتا مرد که انگار پدرو مادر عروس داماد بودن به مهمونا خوش امد میگفتن بعد احوال پرسی رفتیم تو باغ چقد بزرگه چقد مهموناشون زیاده.. از دور دیدم یکی دستشو بالا پایین میکنه خخخ دلقک خودمه ..
من : ساباش ابجیم اونجاس
ساباش : تو برو پیشش من برم پیش بابام بعد میام ..
من : باش
گازو گرفتم رفتم پیشش و بقلش کردم ..،
من : چطوری خوشگلم ؟
سودا : تورو دیدم خوب شدم تو خوبی
من : خوبم عزیزم
سودا : هووییی مام اینجاییم هااا !!!!
من : سلام به همه جمره جون اقا ارتا و تیام
نشستم کنار سودا
تیام : خب زندگی مشترکتون چطوره ؟
من : خوبه
جمره : لازم نیس نقش بازی کنی از همه چی خبر دارن !
من : از چی خبر دارن ؟
جمره : از ازدواج اجباریت
من : ببین جمره جان زندگی شخصی من به کسی ربط نداره ممنون میشم همه جا جااار نزنی
سودا : ابجی
جمره : ببخشید به حساب خودم میخواستم خوبی کنم حالا که ....
من : ببین جمره جان من از زندگیم راضیم و نمیخوام پشت سرم حرفی باشه
ارتا : نکنه تهدیدت کرده ؟؟؟
من : کسی جرعت نداره منو تهدید کنه و اینکه من از کسی نمیترسم ..،
داشتم میرفتم پیش ساباش که یه مردک مست جلوم ظاهر شد..
پسره : خوشگله بیا باهم برقصیم
من : برو کنار اقای محترم
پسره : جوون چقد با ادبی میتونیم شب خوبیو کنار هم داشته باشیم هووم ؟؟
من: گمشو مرتیکه نچسب به من دست نزن ..
ساباش : مرتیکه عوضی تو داشتی چه غلطی میکردی یابوو ..ِ
من : ساباش ولش کن .... ساباش لطفاا....
چیکار کردی :( .........!!!!
سودا : ابجی چرا بهش چاقو زد ؟؟؟؟؟
من : ساباش .....
ساباش : زنده موندنش فایده نداشت که هیچ ضررم داشت ..
همه دادو بیداد میکردن پلیس اومد ساباشو دستگیر کرد آمبولانسم اومد پسره رو برد .. منم سودا بزور برد خونه جمره ..
ساباش که بخاطر هوسش باهام ازدواج کرد حالا چرا بخاطرم به یه نفر چاقو زد ..!!!! واقعا نمیفهمم ..
سودا : ابجی خوبی ؟
من : هوم .
تیام : ارتا زنگ زد گفت وضعیت پسره وخیمه ساباشم بردن بازداشتگاه ..
من : میبرنش زندان ؟
تیام : باید تکلیف پسره روشن شه اگه زنده بمونه و رضایت بده آزادش میکنن اگه رضایت نده چن ماهی میره زندان اگرم بمیره ..که .. خیلی بد میشه ..
من : بخاطر من شد ! تقصیر من بود ..
سودا : تقصیر توو نبود تو که کاری نکردی اون پسره بهت گیر داده بود بعدشم ادم نمیاد یکیو بکشه واسه اینکه به زنت گیر داده
دیدگاه ها (۱۰)

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

پارت۵

Part:26ات:مگه نگفت دستشو ول کن کَری پسر:(پوزخند) ج.و.ن یه بی...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۷✦شب ویو✦ات ویو تو خونم محض احتیاط چنتا دوربین مخفی گذا...

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

سناریو قفل آبی پارت ۱

رومان قطره قرمز (پارت 6)

سناریو قفل آبی پارت ۴

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط