part

part ¹⁴
(صبح روز بعد)

ویو ا.ت

وقتی از خواب بیدار شدم سردرد وحشتناکی داشتم چشم هام درد میکرد هنوز هم بخاطر دیشب هم عصبانی بودم هم به شدت ناراحت

از روی تخت بلند شدم و رفتم سمت سرویس بهداشتی وقتی رسیدم به آینه و خودم را تو آینه دیدم که همه زیر چشمم مثل چی پف کرده چشم هام مثل زامبیا شده بود از بست قرمز بود بیخیال شدم و رفتم کار های مربوطه انجام دادم وقتی از سرویس بهداشتی بیرون رفتم دیدن یوری بیدار شده
یوری : صبح بخیر جوجو
ا.ت : صبح بخیر (کمی سرد)
یوری : امروز خیلی گرسنه ام زود باش بپوش بریم
ا.ت : عاممم یوری من امروز حوصله ندارم بیام و خب نه گشنه هست و نه میل دارم تو برو باشه
یوری : اما
ا.ت : اما و اگر نداریم زود باش
یوری : هعیییی باش


(۷مین بعد)

یوری به تنهایی از اتاق خارج شد و به سمت آشپز خانه حرکت کرد و وارد آشپز خانه شد همه نشسته بودم
یوری : صبح بخیر
اعضا : همچنین
تهیونگ : پس ا.ت کو
یوری : خب.....گفت نمیاد یکم حوصله نداشت برای همین
ذهن جیمین : معلوم نیست چی داره میکشه.......اه پارک جیمین به خودت بیا

(۴ مین بعد)

جیمین : نوش جان من برم اتاقم کلی کار دارم
جیمین راه افتاد و از پله ها بالا رفت و به سمت اتاق ا.ت رفت و در زد

ویو ا.ت همینطوری نشسته بودم که صدا در شنیدم

تق تق تق
ا.ت : بیا تو
جیمین وارد اتاق ا.ت و یوری شد
ا.ت : ..‌‌‌‌...........‌‌‌‌‌‌‌‌




سلام بچه ها اینم از پارت ۱۳ امیدوارم خوشتون بیاد 🤩
تا پارت بعد فعلا



#فیک
#سناریو


♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
دیدگاه ها (۲۱)

part ¹⁵ ویو ا.تروی...

part ¹⁶ اون شخص ت...

part ¹³ ویو ا.ت ب...

part ¹² ویو ا.ت ت...

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

پارت 12خون تو رگام جم شد....ویو جونگکوک یه نفس عمیق کشیدم بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط