{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچ پرنده ها را دوست ندارم

کوچ پرنده ها را دوست ندارم
میدانم
پرنده ای که کوچ کند
دل کندن را بلد است

من" یاکریم های" پنج دری خانه ی مادر بزرگ را
به تمام پرستوهای مهاجر
ترجیح میدهم

یا این گنجشک های کوچک
که تمام زمستان را میلرزند
اما . . .
میمانند
تا من پشت پنجره ام تنها نباشم...
دیدگاه ها (۷)

ای که با عطر تنت شور به جانم دادیحس بوییدن  گل  را به خزانم ...

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﻧﻪ!!! ﻭﻟﯽ ﮔﺎﻫـــــــﯽ... ...

عشق گاهی می رود آهسته تا عمق نگاه همنشین خلوت و غ...

ڪاش می شدخاطره ها رامثل پنبه زد،ڪاش اصلا یک آدم هایی بودڹ،مث...

Whispering of death:۱نجوای مرگایولینا بلردرِ ماشین برایم باز...

پارت بیستمسه سال بعدعمارتِ بزرگِ مادر سوکجین هنوز پابرجا بود...

افسانه‌ی گل صورتیپارت چهارم | خانه‌ای دور از قصرسه روز از فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط