چقدر ...
چقدر ...
« دوست داشتم » ...
دیگران ...
« حرفهایم » ...
را ...
بفهمند ...!!!
و ...
چقدر « دوست داشتم » ...
نگاه خیس مرا ...
درک کنند ...
چقدر ...
دلم میخواست یکنفر ...
به من بگوید : ...
« چرا ...
لبخندهای تو اینقدر بیرنگ است » ...؟!
اما ...
کسی نبود ...
همیشه ...
من بودم ...
و ...
تنهایی ...
و ...
این دفتر « شعرم » ...!!!
.
« دوست داشتم » ...
دیگران ...
« حرفهایم » ...
را ...
بفهمند ...!!!
و ...
چقدر « دوست داشتم » ...
نگاه خیس مرا ...
درک کنند ...
چقدر ...
دلم میخواست یکنفر ...
به من بگوید : ...
« چرا ...
لبخندهای تو اینقدر بیرنگ است » ...؟!
اما ...
کسی نبود ...
همیشه ...
من بودم ...
و ...
تنهایی ...
و ...
این دفتر « شعرم » ...!!!
.
- ۹۵۶
- ۲۲ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط