گفتم عزیزم

گفتم #عزیزم
تا حالا دچار شدی
گفت: دچار چی...؟؟؟
سختی
فقر
بیماری
یا غصه
دچار کدومش....
گفتم #عزیزم...
دچار چشماتم!!
ببندیشون
اونایی که گفتی میان سراغم....

#چهارشنبه_۲۰_تیر_۱۳۹۷
#۱۰_۵۲`
دیدگاه ها (۲۰)

فریاد زد:بُگشای درشنیدم اما بلند خندیدم!آرام رفت ولی از روی ...

گویی نام #تو رااز دل شعری ربوده‌ست نسیمکه از ازلشعرها گمشده‌...

گاهی ادای رفتن در می آوری !فقط خودت میدانی که چمدانت خالیست ...

وقتی شاطر عباس نان های داغ را توی دستهای مهتاب میگذاشت دلم م...

P20🦋-رسیدیم داداشی پیاده شو &چشم-دستتو بده به من خوب برو &دا...

چرا خواهری؟💔(سه روز بعد)ویو رونا:ای شکمم خالم خیلی بده رفتم ...

𝓜𝔂 𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓡𝓸𝓼𝓮𝓶𝓪𝓻𝔂 𝓕𝓲𝓬پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط