اسکویید گیمعلی 👍🏻 ( پارت ۴۱ )
کسانی که زنده موندن ...
۴۵۶
۱۲۰
لاریسا
املی
تانوس
جونگ می
۰۰۱
۲۲۲
۳۳۳
۳۸۸
مین سو
شین هاری
نامگیو
پیر مرد ۱۰۰
۰۰۷
مامان ۰۰۷
و سه نفر اضافه
داشتیم با هم حرف میزدیم که یه دختر مو سبز رو دیدم که دور نشسته و داره به زمین نگاه میکنه ...
رو سینش نوشته بود ۰۱۹ !
املی : بچه ها الان میام 🙆🏻♀️
رفتم کنار دختره نشستم ...
املی : سلام !
ــــــــ : سلام !
املی : ناراحتی ؟
ــــــــ : آره ! دوستام رو از دست دادم 🥲
املی : اوه ! منم خیلی از دوستام رو از دست دادم 🙃
ـــــــ : تو هنوز بعضی ها رو داری ! ولی من ....
املی : میخوای دوست شیم 🙃
ــــــ : آ....آره 🥺
و دوست شدیم 🫠
( بدون اجازه تو رو وارد داستانم کردم یوهاهاهاهاها 🗿 )
ادامه دارد 👍🏻
دیدگاه ها (۲۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.