{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابری نیست

ابری نیست
بادی نیست
می نشینم لبحوض :
گردش ماهی ها ، روشنی ، من ، گل، آب
پاکی خوشه زیست
مادرم ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر ، آسمانی بی ابر ، اطلسی هایی تر
لای گل های حیاط رستگاری نزدیک
نور در کاسه مس ، چه نوازش ها می ریزد
نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
پشت لبخندی پنهان هرچیز
روزنی دارد دیوارزمان که از آن ، چهره من پیداست
چیزهایی هست ، که نمی دانم
می دانم ، سبزه ای رابکنم خواهم مرد
می روم بالا تااوج ، من پر از بال و پرم
راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
من پر از نورم و شن
و پر از دارو درخت
پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج
پرم از سایه برگی درآب
چه درونم تنهاست ...
__________
دیدگاه ها (۳)

روشنی، من، گل، آبابری نیستبادی نیست.می‌نشینم لب حوض:گردش ماه...

ابری نیست .بادی نیست.می نشینم لب حوض:گردش ماهی ها ، روشنی ، ...

ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض گردش ماهی ها ، روشنی ، م...

ابری نیست .بادی نیست.می نشینم لب حوض:گردش ماهی ها ، روشنی ، ...

ابری نیست.بادی نیست.می‌نشینم لب حوض:گردش ماهی‌ها، روشنی، من،...

ابري نيست . بادي نيست‌. مي نشينم لب حوض‌: گردش ماهي ها ، روش...

به مناسبت ۱۵ مهر زاد روز سهرابابری نیست . بادی نیست‌. می نشی...

ابری نیستبادی نیست می نشینم لب حوض،گردش ماهی ها، روشنی، من، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط