{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می ­تراشم بهانه ­ای تازه

می ­تراشم بهانه ­ای تازه
تا بسازم ترانه ­ای تازه

با تو حتی سکوت­ های ما
می­ شوند عاشقانه ­ای تازه

داده تعلیمم آتش عشقت
دم به دم با زبانه ­ای تازه

از همین روی می زند هر دم
گل داغت جوانه ای تازه

سنگ­مان می­ زنند مردم شهر؟
می­ رویم آشیانه ­ای تازه...

کاش می­ شد ولی عروج کنیم
به زمین و زمانه­ ای تازه
دیدگاه ها (۱)

تویی که داری میخونی اینو.. اگه خواستی میتونی توام از خدا بخا...

این قرار داد تا ابد میان ما برقرار باد چشم های تو به جای ...

تو آمدی که مرا خون جگر کنی بروی... مرا از عشق خودت باخبر کنی...

کجــاها را به دنبالت بگـــــــردم شهر خالی را...!؟ دلم انگـ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

سناریو(درخواستی):وقتی یکی بهشون سنگ پرت می‌کنه و تو با اون د...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط