{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق سیاه و سفید p

عشق سیاه و سفید p12

😒سونگ مین:نخاستم
لباسمو هرجور که شده بود با دست درد پوشیدم و بلند شدم که دیدم یهو اومد سمتم و بغلم کرد و همینجور میدوید و دکتر ها هم همینجور دنبال ما میومدن که گذاشتم تو ماشین و خودش رفت جلو پشت فرمون نشست با تمام سرعت ماشین میروند که گفت الان دیگه اگه تصادف کنیم پودر میشیم
سونگ مین:هی چته ؟توروخدا اروم تر برو الان حالم بد میشه
یهو پاشو گذاشت رو ترمز که نزدیک بود پرت شم تو شیشه ماشین ولی با دستام صندلی هارو گرفتم دیدی باند سفید یهو قرمز شد از خون فک کنم بخیه هام باز شده بود
سونگ مین:(یه جیغ بلند کشیدم از درد)ایی دستم وای داره خون میاد الان حالن بد میشه نمیتونی مثل ادم رانندگی کنی
جونگ کوک:هی چا شد بده ببینم دستتو
سونگ مین:لازم نکرده به رانندگیت ادامه بده
جونگ کوک:جواب این بلبل زبونی هاتو میگیری بده ببینم دستتو گفتم(با داد)
دستمو بردم جلوش که گفت:چجور بخیه هات پاره شدن که اینقد داره خون میاد
سونگ مین:من از خون بدم میاد نمیتونم ببینم انقد نگو خون
دیدم لباسشو پاره کرد
سونگ مین:یاااا چکار میکنی
جونگ کوک:ببند
لباسشو پاره کرد و محکم گره زد دور دست
سونک مین:ای یواش درد میکنع
جونگ کوک:بزار باشه تا خونش بند بیاد تا زنگ بزنم تهیونگ بیاد بخیه بزنه
سونگ مین:.......
رسیدیم دوباره به اون خونه لنتی که جونگ کوک گفت بیا پایین از ماشین
به خاطر پام هی اروم را میرفتم چون درد میکرد
جونگ کوک:نمیتونی سریع تر راه بیای
سونگ مین:مگه کوری پاهام درد میکنه
جونگ کوک:هی جواب کاراتو میبینی صبر کن زندت نمیزارم
دیدم اومد سمتم و از زیر بلندم کرد
سونگ مین:مگه نمیخای بکشیم پس لازم نکرده کمکم کنی بزارم زمین هوی با توام
جونگ کوک:اوک پس خودت راه بیا
سونگ مین:بهتره بیخود منت تورو نمیکشم
جونگ کوک:(زیر لب :ایش دختره احمق خر )
سونگ مین:یاااادارم میفهمم داری چی میگی خودتی
جونگ کوک:کم حرف بزن زود باش برو تو اتاقت
اروم از پله ها رفتم بالا لباسامو عوض کردم و اروم اروم از پله ها اومدم پایین که سرم گیج رفت ولی با زور خودمو به نرده ها نگه داشتم و نشستم همونجا رو پله ها که جونگ کوک اومد بالا
جونگ کوک:دوباره چه مرگته
سونگ مین:مگه برا توهم مهمه اصن تو دل داری ها دلت تاحالا واسه ادم سوخته (با گریه)
جونگ کوک:هی جلو من ابغوره نگیر اره منم دل داشتم ولی دلمو ازم گرفتن دیگه دل ندارم دیگه دلم واسه هیچ کس نمیسوزه خوبه خوبه فهمیدی(با داد)
سونگ مین:(فقط گریه میکردم)
بلند شدم و تو روش وایسادم و گفتم:نمیدونم که باعث شده که عشقتو ازت بگیرن که داری سر من تلافی میکنی ولی بدون هیچ چیزی بدون جواب نمیمونه
رفتم پایین رفتم تو اشپز خونه همونجا نشستم به گریه کردن با صدای بلند
دیدگاه ها (۳)

عشق سیاه و سفید p13همونجا با صدای خیلی بلند گریه میکردم ...ه...

عشق سیاه و سفید p14تموم این خاطرات اومدن جلو چشمم و با صدای ...

عشق سیاه و سفید p11بعد از بوسه ای که رو لبام زد خشکم زد و دی...

عشق سیاه و سفیدp10(از زبان سونگ مین)میدونستم دارن بحث میکنن ...

شب تولدم پارت24 جونگ کوک: باشه باشه (خنده) ویو کوک: رفتم سمت...

رمان مافیای من(پارت5)اومد لباسشو در بیاره ولیمن چون وقتی بچه...

HIDDEN LOVEPart10بورام:رفتم دیدم که بله پریود شدم درد خیلی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط