تک پارتیدرخواستی

تک پارتی،درخواستی
موضوع:
#هیوجین.....!
وقتی ا_ت عکاسه و هیوجین آیدل..
ویو هیوجین:
صبح با صدای آلارم گوشیم از خواب پا شدم و با یاد آوری اینکه قراره امروز برم جلو دوربین و هزار تا عکس ازم بگیرن پوف کلافه ای کردم که باعث شد سریع پاشم و لباسامو بپوشم.
لباس خوابمو با کت و شلوار مشکیم عوض کردم و چون دیر کرده بودم کرواتمو نبستم و انداختم دور دستم تا اونجا ببندمش.
سریع سوار ماشین شدم و با سرعت جت رسیدم جلو در مکان مورد نظرم.
از ماشین پیاده شدم و رفتم داخل.همه جمع بودن و انگار منتظر من بودن.
رفتم نزدیک تر که سرپرست عکس برداری ها گفت:
:آقای ها،بی زحمت کرواتتونم ببندید.
هیوجین:اوه،بله،البته.
و رفتم جلو آینه تا کرواتمو ببندم که اصلا بسته نمیشد و لج کرده بود.
به اولین کسی که کنارم بود نگاه کردم و گفتم:
هیوجین:هی،دختر خانم، میشه کرواتمو ببندی؟
:من.....با....من...بودید؟
هیوجین:مگه جز تو هم کسی نزدیکی هس؟
:اوه.....آره.....حتما...
و با صورت سرخ اومد و شروع کرد به بستن کرواتم.خیلی طول کشید و بلاخره شد،وقتی نفساش بهم می‌خورد و همینطور نفس های من به اون هر دو سرخ سرخ شده بودیم و من که بیشتر بهش دقت کرده بودم عاشقش شده بودم.....

ویو ا_ت
حواسم پرت عکاسی بود که هیوجین بهم گفت کرواتشو ببندم،خیلی هیجان زده بودم که آیدلم ازم خواسته کرواتشو ببندم.سرخ شده به سمتش رفتم و بستم.سرخ سرخ شده بودم و هیوجین زل زده بود بهم که به خودش اومد و گفت:
:میتونم اسمت و سنتو بدونم؟
ا_ت:اره،من لی ا_ت هستم و ۲۲ سالمه.
:خوشبختم خانم ا_ت،فک نکنم راجع به من نیاز به معرفی باشه!
ا_ت:نه...نه...من میشناسمتون و شما آیدل محبوبم هستید!!
خم شد رو صورتم گفت:
:عه، جدا....
ا_ت:ب....ل....ه...
:پس میتونیم یه قرار بریم؟
ا_ت:چ......یییییییی.....؟؟؟؟؟
شوکه شدم که سرشو بلند کرد و گفت:
:البته اگه نمیخوایید.....
سریع حرفشو قطع کردم و گفتم:
ا_ت:نه نه،خوشحال میشم با هم قرار بزاریم!
پوزخند زد و کارتی دستم داد که روش شمارش بود.با خوشحالی کارتو گرفتم و اون با گفتن:
:میبینمت پرنسس کوچولو....
دور شد
دیدگاه ها (۴)

درخواستی::وقتی یونگی برادر بزرگتره ته و تو خودکشی میکنی....و...

قاتل سادیسمی من پارت:۱صدای قدم ها...

سلام!چون خیلی ها به رمانم هیت دادن و من واقعا ناراحت شدم،تصم...

رمان:معشوقه خیانتکار. پا...

قهوه تلخ پارت۶۳ویو دازای به چهره غرق در خوابش نگاه میکردم چط...

قهوه تلخ پارت۶۳ویو دازای به چهره غرق در خوابش نگاه میکردم چط...

اسلاید اول و دوم و سوم استایل و مدل مو و عکس اسوری هاش و لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط