{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که هر وقت عجله‌ای در کار بود

من که هر وقت عجله‌ای در کار بود
کلید را در جیبم پیدا نمی‌کردم
طبیعی بود اگر جمله‌ی "دوستت دارم" را
به موقع در دهانم پیدا نکنم

تو مثل تمام معشوقه‌های دنیا
دیرت شده بود و باید می‌رفتی
رفتی
و من بعد از رفتنت بارها گفتم دوستت دارم
بارها و بارها ...

مثل دیوانه‌ای که رو به خیابان ایستاده
و کلید را مدام در قفلی می‌چرخانَد که نیست ...
دیدگاه ها (۱)

درک کن رفیق...گاهی اوقات میشود دلت بیخود و بی جهتاز مردم و ز...

همدیگر را پیر نکنیمباور کنیدهرکس‌ درد خودش را دارد،دغدغه‌ و ...

فاصله یک لبخند تا جنون

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 192♡⁠。⁠)⁩خيلي و...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒هانا آن شب گریه نکرد.حداقل ...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

سلام به همه همراهان عزیز

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت بیستم | سقوط نقشهروز نمایشگا...

when silence became a scream p7

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط