{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Y̤̮o̤̮ṳ̮r̤̮ M̤̮e̤̮m̤̮o̤̮r̤̮i̤̮e̤̮s̤̮ C̤̮o̤̮m̤̮e̤̮ A̤̮N̤̮D

Y̤̮o̤̮ṳ̮r̤̮ M̤̮e̤̮m̤̮o̤̮r̤̮i̤̮e̤̮s̤̮ C̤̮o̤̮m̤̮e̤̮ A̤̮N̤̮D̤̮ G̤̮o̤̮ I̤̮n̤̮ M̤̮y̤̮ H̤̮r̤e̤̮a̤̮d̤̮                           L̤̮i̤̮k̤̮e̤̮ B̤̮o̤̮o̤̮m̤̮r̤̮a̤̮n̤̮g̤̮🖤🪐
P̤̮A̤̮R̤̮T̤̮³⁰
J̤̮K̤̮ a̤̮n̤̮d̤̮ M̤̮O̤̮O̤̮Y̤̮O̤̮O̤̮N̤̮🤏☻️
A̤̮D̤̮M̤̮I̤̮N̤̮ : J̤̮I̤̮Y̤̮O̤̮O̤̮N̤̮🍫🦋

مویون :به نظرت این حجم از کنجکاوی راجع به فرماندت زیادی نیست ؟

___________________________________________________________

یونگهو خواست حرفی بزنه که قامت جونگکوک نمایان شد .
افسر لی اعضای تیم ویژه رو خبر کن برای ساعت دو جلسه داریم .

یونگهو :چان گول (سلام نظامی)بله فرمانده !

جونگکوک :آزاد .

بعد از رفتن یونگهو مویون آهی از سر آسودگی سر داد و گفت : عایشششش اگه یه بار دیگه این پسررو ببینم تضمین نمیکنم فکشو پایین نیارم !

جونگکوک :ما فرد بهتری رو برای جاسوسی نامحسوس پیدا کردیم ...امروز کریس از این مقر به پناهگاه خودش میره ،جایی که افراد ما ردشو زدن !

مویون :این جاسوس نامحسوس همونیه که بهت کمک کرد چهره کریس رو شناسایی کنی ؟

جونگکوک : اگه میدونستم با من گشتن اینقدر روت تاثیر مثبت میزاره و کمی از بهره هوشیم استفاده میکنی  زودتر باهات آشنا میشدم !

مویون :جای لی یونگهو فک تورو میارم پاییناا!

جونگکوک لپ مویون رو میکشه و میگه :آیگو نگاش کن سرخ شده ...لازم نیست عصبی بشی کیوتی .

مویون دست جونگکوک رو پس می‌زند و می‌گوید :امروز چجوری کریس رو میخوای بندازی بیرون ؟ میخوای بهش بگی ما هویت واقعیتو می‌دونیم از پایگاه ما گمشو بیرون الدنگ ؟

جونگکوک :ما دیگه نیازی نداریم از کشور های همسایه نمک تهیه کنیم زیرا خود یک کوه نمک پیدا کردیم !•-•

مویون :یاع میزنم داغونت میکنما!

جونگکوک :میخوای معنی اسمتو به تصویر بکشی که اینقدر وحشی بازی در میاری؟(مویون یعنی دختر قوی . دختر سرسخت)

*مویون روشو بر میگردونه

جونگکوک :خو حالا قهر نکن ...این فرمانده باهوش یک نقشه حساب شده کشیده دورت بگردم !😈

مویون : چه نقشه ای ؟

جونگکوک :یونگهو میره به اتاق هوسوک ...روی لپ تاپ باز شدش ، اون از اول دنبال فرصتی بود برای جمع آوری اطلاعات  ؛ماهم اطلاعاتی که دیگه به دردمون نمیخوره و به علاوه عکس و هویت خودش وارد پوشه ای کردیم که اطلاعات کاملا محرمانمون رو میزاریم‌!

مویون :و اون اطلاعات رو تو فلش میریزه ...حتی اگر هم اون بخش رو ندیده باشه خودش فلنگو میبنده و در میره ...فقط فکر میکنه ما از این قضیه متوجه میشیم که یک خلافکار معمولیه نه کریس ،اطلاعات دندون گیری هم به دست نمیاره !

جونگکوک :دقیقا !

مویون :مغز داداشامو برم ...ಥ‿ಥ

جونگکوک سیس متفکرانه ای به خودش میگیره و میگه:اینجانب طراح نقشه بوده ام فرزندم .

مویون :واقعا من به چیت دلبستم ؟  งಠ_ಠง
دیدگاه ها (۰)

Y̤̮o̤̮ṳ̮r̤̮ M̤̮e̤̮m̤̮o̤̮r̤̮i̤̮e̤̮s̤̮ C̤̮o̤̮m̤̮e̤̮ A̤̮N̤̮D̤̮ ...

Y̤̮o̤̮ṳ̮r̤̮ M̤̮e̤̮m̤̮o̤̮r̤̮i̤̮e̤̮s̤̮ C̤̮o̤̮m̤̮e̤̮ A̤̮N̤̮D̤̮ ...

Y̤̮o̤̮ṳ̮r̤̮ M̤̮e̤̮m̤̮o̤̮r̤̮i̤̮e̤̮s̤̮ C̤̮o̤̮m̤̮e̤̮ A̤̮N̤̮D̤̮ ...

Y̤̮o̤̮ṳ̮r̤̮ M̤̮e̤̮m̤̮o̤̮r̤̮i̤̮e̤̮s̤̮ C̤̮o̤̮m̤̮e̤̮ A̤̮N̤̮D̤̮ ...

قتل عاشقانه

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁷⁴ویس خیلی رومخمههههههجونگکوک پشت میز نشس...

#زیر_نور_ماه پارت15اونا از اتاق رفتن بیرون..جیمین گفت : چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط