{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝗣𝗮𝗿𝘁⁴⁰

𝗣𝗮𝗿𝘁⁴⁰
𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀
𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿
تهیونگ: حرف چرت زده همونی، من کِی بهش نظر داشتم، کِی اذیتش کردم؟ چیکار کردم که اومده دری وری بارم کرده؟
نگاهم کرد و به تندی گفت:
تهیونگ: چیکارت کردم؟ هااا؟
داد زد و شونه هام از ترسِ صداش بالا پریدن.
تهیونگ: چیکار کردم که اومدی به خانوادم دروغ و چرت و پرت تحویل میدی؟
همونی دوباره تکرار کرد:
همونی: بشین تهیونگ.
تهیونگ: منو واسه چی کشوندی اینجا همونی؟
جونگ کوک: چرا داری نقش بازی میکنی تهیونگ؟
از سوالِ جونگ کوک جا خورد و برگشت به طرفش.
نگاه جونگ کوک به‌قدری تیز بود که مثل تیر توی گوشت آدم فرو میرفت.
سر تکون داد و ادامه داد:
تهیونگ: تو این بازیارو راه انداختی نه؟
جونگ کوک نگاهش به تهیونگ بود اما به همونی اشاره کرد:
جونگ کوک: براش توضیح بده چی از جونِ عروسش میخوای؟ی مارو رو در روی هم قرار داده.


•پارت چهلم•
•یاس•
شرایط:۳۵لایک
فالو کردن نویسنده:)
دیدگاه ها (۰)

𝗣𝗮𝗿𝘁⁴¹𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿تهیونگ به جای نگاه به همون...

𝗣𝗮𝗿𝘁⁴²𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿مشتاق رو میون هم گره کرد و...

𝗣𝗮𝗿𝘁³⁹𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿از گوشه ی چشم دیدم که تهیو...

𝗣𝗮𝗿𝘁³⁸𝗙𝗮𝗸𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝗬𝗮𝘀𝘀𝗲𝗰𝗼𝗻𝗱 𝗰𝗵𝗮𝗽𝘁𝗲𝗿به جای اینکه جوابش رو بدم،...

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

شب تولدم فصل 3پارت 2کلی: حرفی هم مونده تهیونگ: من حرف دارم ب...

پارت ۶۹ هوا آرام شده بود.بعد از دستگیری دو هیون، همه از ساخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط