دوست دارم
دوست دارم
همین عادت قدیمی ام را می گویم
دوست دارم
که لباس های جا مانده از تنت را بپوشم..
قدری در آینه، رخ دهم در ادراکِ خاطرۀ دستان تو
تا به یُمن بوی تنت از آبروی آغوشت دفاع کنم..
نوستالژی،
هیچ کجای تنهایی ام را، توجیه نمی کند..
اصلا تمام این دوری گناه من
بیا و لباس هایت را از گنجه بردار که یک ریزبه جانِ بی کسی ام غُر می زنند..
کاش می دانستی
خاطره، شوخی اش که بگیرد
زندگی از ریتم می افتد..
دوباره درگیرِ آغوشِ قدیمی ات می شوم
تا باور کنم که....
این پیراهن ....
عثمانِ بی کسی ام شده است.... ♥♥
همین عادت قدیمی ام را می گویم
دوست دارم
که لباس های جا مانده از تنت را بپوشم..
قدری در آینه، رخ دهم در ادراکِ خاطرۀ دستان تو
تا به یُمن بوی تنت از آبروی آغوشت دفاع کنم..
نوستالژی،
هیچ کجای تنهایی ام را، توجیه نمی کند..
اصلا تمام این دوری گناه من
بیا و لباس هایت را از گنجه بردار که یک ریزبه جانِ بی کسی ام غُر می زنند..
کاش می دانستی
خاطره، شوخی اش که بگیرد
زندگی از ریتم می افتد..
دوباره درگیرِ آغوشِ قدیمی ات می شوم
تا باور کنم که....
این پیراهن ....
عثمانِ بی کسی ام شده است.... ♥♥
- ۷۶۴
- ۲۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط