"چند شاتے "
"چند شاتے "
ورژن : 𝓣𝓪𝓮𝓱𝔂𝓾𝓷𝓰
با حس فشرده شدن توی بغل کسی چشمامو باز کردم
یه مرد بود چقدر شبیه تهیونگ بود بوی تهیونگ رو هم میداد
اما تهیونگ الان حتما در حال لاس زدن با دختراست
دلم نمیخواد از بغلش جدا شم
اینجا کجا بود اصلا ... دلم نمیخواد بدونم
قلبم تیر کشید ناله ی کوچیکی زیر لب کردم
یکدفعه مرد صورتشو کرد سمتم
تهیونگ : ب. بیب خوبی
تهیونگ بود!...
اما اینجا چیکار میکرد...
آروم از درد قلبم ناله میکردم
تهیونگ محکم بغلم کرد
تهیونگ :
"بیب خواهش میکنم منو ببخش"
جونی برای گریه کردن نداشتم فقط آروم لب زدم
ا. ت :
"تهیونگ منم آدم بودم قلب داشتم
حتی قلب من بیمار هم بود
اما تو بهش توجهی نکردی"
تهیونگ :
"ا. ت منو ببخش هق قسم میخورم که تو برام خیلی مهمی
هق التماست میکنم نرو"
دکتر با سرعت آمد داخل اتاق :
"آقای کیم ما باید هرچه سریعتر خانم ا. ت رو ببریم اتاق عمل "
تهیونگ با نگاهی پر از نگرانی غم و پشیمونی به ا. ت نگاه کرد
ا.ت آروم بوسه ای به پیشونی پسرک زد و دست رو گذاشت
رو قبلش اما.. برای رفتن به اتاق عمل یا حتی زندگی بهتر
دیر شده بود اون قلب دیگه نمیزد...
پایان.
ورژن : 𝓣𝓪𝓮𝓱𝔂𝓾𝓷𝓰
با حس فشرده شدن توی بغل کسی چشمامو باز کردم
یه مرد بود چقدر شبیه تهیونگ بود بوی تهیونگ رو هم میداد
اما تهیونگ الان حتما در حال لاس زدن با دختراست
دلم نمیخواد از بغلش جدا شم
اینجا کجا بود اصلا ... دلم نمیخواد بدونم
قلبم تیر کشید ناله ی کوچیکی زیر لب کردم
یکدفعه مرد صورتشو کرد سمتم
تهیونگ : ب. بیب خوبی
تهیونگ بود!...
اما اینجا چیکار میکرد...
آروم از درد قلبم ناله میکردم
تهیونگ محکم بغلم کرد
تهیونگ :
"بیب خواهش میکنم منو ببخش"
جونی برای گریه کردن نداشتم فقط آروم لب زدم
ا. ت :
"تهیونگ منم آدم بودم قلب داشتم
حتی قلب من بیمار هم بود
اما تو بهش توجهی نکردی"
تهیونگ :
"ا. ت منو ببخش هق قسم میخورم که تو برام خیلی مهمی
هق التماست میکنم نرو"
دکتر با سرعت آمد داخل اتاق :
"آقای کیم ما باید هرچه سریعتر خانم ا. ت رو ببریم اتاق عمل "
تهیونگ با نگاهی پر از نگرانی غم و پشیمونی به ا. ت نگاه کرد
ا.ت آروم بوسه ای به پیشونی پسرک زد و دست رو گذاشت
رو قبلش اما.. برای رفتن به اتاق عمل یا حتی زندگی بهتر
دیر شده بود اون قلب دیگه نمیزد...
پایان.
- ۵۴.۱k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط