{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک آقا پسری که قبل از ازدواجش خیلی هم دوست دختر داشت...با

یک آقا پسری که قبل از ازدواجش خیلی هم دوست دختر داشت...بالاخره عاشق شد و ازدواج کرد....بعد خدا بهش یه دختر داد...
یه روزبهش گفتم که یادته چجوری اشک دختر ها رو در میاوردی؟؟؟؟؟حالا خودت هم دختر داری.....نظرت چیه...؟؟؟ تحمل اشکش و داری؟؟؟
بهم گفت: فقط می تونم بگم پشیمونم و امیدوارم همه اونها که دلشون رو شکستم منو ببخشن....هیچ پدری طاقت دیدن اشکهای دخترش و نداره.....!!!! آقایون پدر های آینده... به دختر دار شدنتون خوب فک کنید...زمین گرده ها...
دیدگاه ها (۱۶)

سناریو واکاسا پارت اخر

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 10(لطفا اگه یادتون ن...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

یه آقا پسری که قبل از ازدواجش خیلی هم دوست دختر داشت؛ بالاخر...

یه آقا پسری که قبل از ازدواجش خیلی هم دوست دختر داشت ... بال...

پسری که خیلی دوست دختر داشت بالاخره عاشق شد و ازدواج کرد...!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط