فیک هوپ حس بین ما
فیک هوپ حس بین ما
(پارت۱)
از زبان هوپ
دوماه که یه دختر به اسم ات اومده توی شرکت اما درحد سلام باهمه صحبت کرده همه پشتش حرف چرت میگن یه روز اومد گفت سلام گفتم ببخشید خانم ات رییس گفته پرونده طراحی لباس رو باهمکار کنیم گفت خیلی خب چندتا کلمه حرف زد اما سرش پایین بود گفت اقای جانگ هوسک امشب خونه ی من کارو شروع میکنیم شمارتو بده شمارمو بهش دادم چند دقیقه بعد ادرسو واسم فرستاد شب شده بوداماده شدم تا برم خونه ات
از زبان ات
وای استرس دارمممم قرار یکی از همکارای شرکت برای اولین بار بیاد خونم دستام میلرزه اخه تاحالاکسی خونم نیموده رفتم جلوی ایینه گفتم ادم باش ات خل بازی درنیاری ها
از زبان هوپ
رفتم خونه ات اونجوری که میگن خیلی چس کلاس میاد نیست داشتیم باهم دیگه کار میکردیم که ساعت دوازده شب بود گفتم ات من دیگه دارم میرم تا در همراهیم کرد رفتم خونه وای حوصله مامانموندارم چون تک فرزندم فکر میکنه من همون بچه سه ساله هستم رفتم خونه خل بازی های مامانم تموم شدم رفتم توی اتاقم وخوابیدم صبح رفتم شرکت ات اومد به همه مثل قدیم سلام کرد اما به من یه لبخند زد ورفت سرمیز کارش
(پارت۱)
از زبان هوپ
دوماه که یه دختر به اسم ات اومده توی شرکت اما درحد سلام باهمه صحبت کرده همه پشتش حرف چرت میگن یه روز اومد گفت سلام گفتم ببخشید خانم ات رییس گفته پرونده طراحی لباس رو باهمکار کنیم گفت خیلی خب چندتا کلمه حرف زد اما سرش پایین بود گفت اقای جانگ هوسک امشب خونه ی من کارو شروع میکنیم شمارتو بده شمارمو بهش دادم چند دقیقه بعد ادرسو واسم فرستاد شب شده بوداماده شدم تا برم خونه ات
از زبان ات
وای استرس دارمممم قرار یکی از همکارای شرکت برای اولین بار بیاد خونم دستام میلرزه اخه تاحالاکسی خونم نیموده رفتم جلوی ایینه گفتم ادم باش ات خل بازی درنیاری ها
از زبان هوپ
رفتم خونه ات اونجوری که میگن خیلی چس کلاس میاد نیست داشتیم باهم دیگه کار میکردیم که ساعت دوازده شب بود گفتم ات من دیگه دارم میرم تا در همراهیم کرد رفتم خونه وای حوصله مامانموندارم چون تک فرزندم فکر میکنه من همون بچه سه ساله هستم رفتم خونه خل بازی های مامانم تموم شدم رفتم توی اتاقم وخوابیدم صبح رفتم شرکت ات اومد به همه مثل قدیم سلام کرد اما به من یه لبخند زد ورفت سرمیز کارش
- ۷.۱k
- ۰۹ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط