{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک رنگ های درد

فیک رنگ های درد
پارت⁸

تهیونگ:فکر کردی من تلاش نکردم تا حالم خوب شه من ۳ سال کامل میرفتم تراپی پیش روانشناس های مختلف تا حالم خوب شه ولی نشد و منم دیگه تسلیم شدم و الان تلاشی نمیکنم تا حالم خوب شه چون میدونم هیچوقت حالم خوب نمیشه

ا.ت:درکت میکنم ،الان تو نا امیدی، خسته ای ،حالت بده ،ولی من بهت قول میدم که حالت خوب شه

تهیونگ:تو نمیتونی حالم و خوب کنی

ا.ت:میتونم

تهیونگ:داری تلاش بیهوده میکنی

ا.ت:خب ،میشه دفترم و بهم پس بدی باید برم
[تهیونگ دفتر ا.ت رو بهش پس داد]
تهیونگ:کجا

ا.ت:خونه

تهیونگ:نمیخواد همینجا میمونی

ا.ت:خب چرا؟

تهیونگ:مگه نگفتی میخوای بیشتر بشناسیم

ا.ت:آره گفتم چطور مگه؟

تهیونگ:خب امروز بمون اینجا اینطوری بهتر میتونی بشناسیم و خب اینکه کل روز رو هم با هم میتونیم حرف بزنیم

ا.ت:فکر خوبیه امروز هم هیچ کاری ندارم ، و خب نمیخوام که این فرصت رو هم از دست بدم


بقیه شو چهارشنبه میزارم.
دیدگاه ها (۳)

فیک رنگ های درد پارت ⁹[تهیونگ روی کاناپه نشسته. سکوت خونه هن...

فیک رنگ های درد پارت ¹⁰[صدای قل‌قل آب جوش از آشپزخونه میاد. ...

فیک رنگ های درد پارت⁷تهیونگ:چرا هست[دفتر رو از دست ا.ت گرفت ...

فیک رنگ های درد پارت ۶ ا.ت:صبح ساعت ۸ بیدار شدم صبحانه خوردم...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط