{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواستم به زندگی لبخند بزنم

می خواستم به زندگی لبخند بزنم

او اخم کرد...

می خواستم او را در آغوش بگیرم

دستها ی کوچکم را پس زد...

ای زندگی چه وقت می توانم

طعم شیرینت را بچشم..!؟
دیدگاه ها (۲)

بی خوابی شب هایم رابه چه تعبیرکنم؟؟ که شب ارامش نگاه تو را ب...

میدونی بَدیه دنیای مجازی چیه...؟هِهاینجا همه همدردنهمه با خن...

← اون یڪیو میخواد ڪِـہ اَصلـا مَن نیستَـم ...! ← چون میدونـہ...

خسته ام...نه از راهی که آمده ام!!!یا انتظاری که گاه امانم را...

این که آدم یک جهان تنهاست بعضی وقت‌هاقصه‌ای غمگین ولی زیباست...

پارت ۳۹پدرم مرده بود.برای اولین بار بعد از سال‌ها توانستم او...

.....پارت پنجم.....

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۰ شب، وقتی نامجون لیا رو جلوی خونه پیا...

🦢 پارت سی‌ودوم | انتخابجنگکوک هنوز به عکس خیره بود.پدرش کنار...

...My evil angel...پارت ¹⁴🪽🔥 فصل دومکوچولو🎀...صبح روز بعد......

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۹بعد از کافه، بدون برنامه مشخصی توی خی...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط