{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هجدهم

پارت هجدهم
عشق یا مرگ
ا.ت ،خوب منو ول کن بعد بخواب
کوک ، نمی خوامدو سفت ا.ت رو بغل می‌کنه
ا.ت ، خیلی زور زدم اما خب فایده نداشت منم خسته بودم پس بدم نمیومد و خوابیدم
کوک ویو
از خواب بیدار شدم دیدم ا.ت تو بغلمه انگار دنیا رو بهم داده بودن مثل یه پروانه ظریف خواب بود و منم که از این وضع بدم نمیومد تو آغوشم کشیدمش و بوی اونو تو ریه هام دادم
که یهو بیدار شد
ا.ت ،خب دیگه ولم کن
کوک ، باشه
ا.ت ، اوف خوش شدم
کوک ،چرا برگشتی توکه خوب فرار کرده بودی
ا.ت ، چاره دیگه ای نداشتم تمام بدنم درد میکرد که چی آقا زخمی شده
کوک ، پس درباره پیوند خونی فهمیدی
ا.ت ، اره و باید هرچه زود تر از بیین ببریش
کوک ،که زود تر فرار کنی
ا.ت ، تو میتونی درد پریود رو تحمل کنی
کوک ، مگه چقدر میخواد درد داشته باشه
ا.ت. ، هه میبینیم
کوک ، میبینیم حالاکی میشی
ا.ت ، فردا
کوک ویو
ای لعنت به این شانس
کوک ،اوم باشه
ا.ت ، خوب دیگه من میرم و می‌ره به همون اتاقی که قبلاً توش بوده
فلش بک به فردا
کوک ، با خدا این دیگه چه دردیه اییی من میمیرم خداااا


ا.ت ، دردش داره هی زیاد میشه
من دارم حلاک میشم
بهتره یکم بخوابم
دوروز بعد
کوک ویو
دارم میمیرم فردا کارشون تموم میکنم این درد غیر قابل تحمله
فردا
کوک ،ا.تتت
ا.ت ، چته بابا اومدم
کوک ،باشه قبوله بیا این پیوند رو از ببین ببریم
ا.ت ، اوم باشه اما خب میدونی
کوک. چیه
ا.ت. خب اون ماه گرفتگی جای جای خوبی نیست
کوک ، به من مربوط نیست لباستو در بیار تا من سریع تر کارمو بکنم از این درد کوفتی راحت شم
ا.ت ، حیف که باید این کارو بکنم وگرنه همین جا ........می‌کشیدم رو سرت
کوک ، حرف نباشه بدو
ا.ت ، بولیزم رو در آوردم و اون ماه گرفتگی درست روی کمرم بود پس لباسمو در آوردن و پشت به کوک نشستم و اونم داشت آهن رو داغ میکرد که رو کمرم بزاره تا این پیوند تموم شه
صدای سوزش آهن میومد و این تنمو میلرزوند
کوک ویو
بدن سفید و کوچیکشو روبه روم کاشته بود تا اون ماه گرفتگی رو بسوزونم ولی خب من اصلا دلم نمیومد
کوک داشت با خودش فکر میکرد که ا.تذگفت
ا.ت ، بدو دیگه زود تمومش کن
کوک ، باشه و بعد هم دست از.ت رو میگیره
کوک ، قراره درد داشته باشه
ا.ت ، مهم نیست فقط بدو
کوک هم یواش آهن داغ رو رو پوستش گذاشت که ا.ت یه آخ کوچولو گفت
کوک ، هم آهن رو ور داشت
کوک ، خب تموم شد خوبی
ا.ت ، آیی اره
کوک ، باشه پس تکون نخور که من برات ببندمش
ا.ت ، باشه .....
دیدگاه ها (۶)

پارت نوزدهم عشق یا مرگا.ت ، باشه کوک براش زخمشو پانسمان می‌ک...

پارت بیست عشق یا مرگبچه باهوشی بوده پس بهش امید دارم معرفی ی...

پارت هفده عشق یا مرگوگرنه این روند ادامه داره تا ترو از پا د...

پارت شانزدهم عشق یا مرگا.ت ویو رفتم تو اون اتاق در کندو واز ...

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط