{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*بسم اللّه*

*بسم اللّه*
خورشید تشنه کام در آن سوی آسمان

گویی میان مجمری از خون نشسته بود

می رفت روز و خیره در اندیشه ای غریب

دختر کنار پنجره محزون نشسته بود
دیدگاه ها (۲)

*بسم اللّه* دیو شب بانگ بر آورد که آه بس کن ای زن که نترسم ا...

*بسم اللّه*ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺍﻟﺮﺣﯿﻢ} ﺍﻓﻮض ﺍﻣﺮﯼ ﺍﻟﯽ ﺍﻟﻠﻪ، ﺍﻥ ﺍﻟ...

آیا شما که صورتتان را در سایه نقاب غم انگیز زندگی مخفی نموده...

ز تحسینم خدا را لب فروبندنه شعر ست این بسوزان دفترم رامرا شا...

تلاوت قرآن

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ³شب بود. عمارت ساکت‌تر ا...

فنچ‌ها، جواهرهای کوچک و پرتحرک #طبیعت ، با آوازهای #دلنشین و...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

عاشقانه های شبنم

مهدى بیا كه رفـتنیَم، راهِ چـاره نیست 😭🏴 جُز تو، ب...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

بسم الله الرحمن الرحیم ذهن معناتراش :معنا تراشیدن، کار ذهن ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط