کوک رفت ات رو صدا کنه
کوک رفت ات رو صدا کنه
تق تق زد
کوک: ات..
ات: بله
کوک: بیا صبحونه
ات: من نمیخورم
کوک: بیا دیگه
ات: باشه
خلاصه ات در رو باز کرد سرش پایین بود گف صبح بخیر
کوک: صبح بخیر زود برو سرویس بیا شیر کاکائو داریم
ات: باشه
خلاصه کوک برگشت سر سفره و ات رفت سرویس بهداشتی بعد انجام کاراش برگشت
بازم سرش پایین بود و صداش اروم
ات: صبح بخیر
بقیه: صبح بخیر
ات اروم رف نشست روی صندلیش
کوک: بیا ات شیر کاکائو
ات: ممنون
بقیه اعضا به هم نگا میکردن که چرا امروز ات اینطوریه
شوگا: ات آلبوم جدیدم 3 روز دیگه منتشر میشه..
ات اروم میگه: خیلی خوشحالم برات
بازم اعضا تعجب میکنن که چرا ات انقدر سرد و اروم برخورد میکنه
رفتن حاضر شدن که برن سر صحنه
امروز نوبت منه میز رو جمع کنم
وقتی یکی یکی بلند شدن منم یکی یکی همه چیزو جمع کردم
رفتم حموم و حاضر شدم
ساعت ۸صب بود رفتیم سوار ماشین شدیم
هوپی: ات چیزی اذیتت میکنه
ات: نه خوبم
هوپی: اگه حرفی داری به خودم بگو
ات: من خوبم هیونگ نگران نباش
رفتیم و میکاپمون کردن و رفتیم سر صحنه
تق تق زد
کوک: ات..
ات: بله
کوک: بیا صبحونه
ات: من نمیخورم
کوک: بیا دیگه
ات: باشه
خلاصه ات در رو باز کرد سرش پایین بود گف صبح بخیر
کوک: صبح بخیر زود برو سرویس بیا شیر کاکائو داریم
ات: باشه
خلاصه کوک برگشت سر سفره و ات رفت سرویس بهداشتی بعد انجام کاراش برگشت
بازم سرش پایین بود و صداش اروم
ات: صبح بخیر
بقیه: صبح بخیر
ات اروم رف نشست روی صندلیش
کوک: بیا ات شیر کاکائو
ات: ممنون
بقیه اعضا به هم نگا میکردن که چرا امروز ات اینطوریه
شوگا: ات آلبوم جدیدم 3 روز دیگه منتشر میشه..
ات اروم میگه: خیلی خوشحالم برات
بازم اعضا تعجب میکنن که چرا ات انقدر سرد و اروم برخورد میکنه
رفتن حاضر شدن که برن سر صحنه
امروز نوبت منه میز رو جمع کنم
وقتی یکی یکی بلند شدن منم یکی یکی همه چیزو جمع کردم
رفتم حموم و حاضر شدم
ساعت ۸صب بود رفتیم سوار ماشین شدیم
هوپی: ات چیزی اذیتت میکنه
ات: نه خوبم
هوپی: اگه حرفی داری به خودم بگو
ات: من خوبم هیونگ نگران نباش
رفتیم و میکاپمون کردن و رفتیم سر صحنه
- ۶.۸k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط