{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتیم عروسی، کنار یه دختره نشستم از آرایشش خوشم اومد خصوص

رفتیم عروسی، کنار یه دختره نشستم از آرایشش خوشم اومد خصوصا ابروهاشو خیلی خوب درآورده بود، بهش گفتم شوهرت بهت گیر نمیده انقد آرایش میکنی؟؟
با عصبانیت نگام کرد و رفت اونطرف،
بعد از عروسی متوجه شدم چه سوووتی دادم بیچاره پسر بود =))))
دیدگاه ها (۱۰)

شاد باشید دوستان

میخام عیدی بدم, هرکی قلب میخواد کامنت بزاره

خوابم نمیییییییییییییبرههههههههههه

manam beram bekhabam, shab khosh dostan

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۶ ویو لارا: ساعت هفت بود که بلند شدم...

part ۷

وقتی درسش بد بود و..

رومان عشق مافیا پارت 33از زبان ا/تگفت : تو الان بری نمیتونی ...

رمان

رمان

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و سوم"ویو مین جی"فروشنده خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط