{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Strawberrywhiskey

#Strawberrywhiskey
#IU
PART: 13

یونگی کلافه نگاهی به بقیه کرد که سریع سرشونو از ترس پایین انداختن، نفسشو بیرون فرستاد و به سمت فضای داخلی عمارت قدم برداشت.

پله هارو یکی یکی زیر پا میذاشت.قبل از ورود به اتاقش بلند گفت

یونگی: پارک جیمین اتاق من

وارد اتاق شد و کلـ//تشو رو میز گذاشت و کتشو در اورد، همون لحظه جیمین وارد اتاق شد. همزمان با ورود جیمین کراواتشو کمی شل کرد.

جیمین: با نینی تاری دالی؟

یونگی: پس میپری وسط کار من

جیمین: خب تو میخواستی عمولو اذیت تنی

یونگی کـلـ//لتو برداشت و نزدیک جیمین رفت.

یونگی: خب الان تو باید....

حرفش با حس گرمای لـ//بای پسرک رو لـ//باش قطع شد.

دستاش سست شدن انگار توانی برای نگهداشتن کـ//لت نداشتن و کلت روی زمین افتاد، یونگی وقتی به خودش اومد سریع پسرکو از خودش جدا کرد.

یونگی: چه غلطی میکنی

جیمین: شیه حب؟ تو فیما یتی یباشو میذاشت لو یبا اون یتی بعد اون یتی دیده عشبانی نبود.

یونگی: کی این فیلمارو نشون تو داده؟

جیمین:یتی از عمو داشت ندا میتلد منم لفتم یباشتی ندا کلدم، تو الان دیده عشبانی نیشتی؟!

بو//سه پسرک رو مافیا اثر کرده بود،اما حاضر نبود زیر بارش بره که حالا اروم شده

یونگی: متاسفانه هنوزم دلم میخواد بجاش تورو بکشم.

جیمین: ینی باید بیشتل بوشت تنم؟!

یونگی: نه نه نه ارومم ارومم

جیمین: یونی یه شیزی بدم عشبانی نمیشی؟

یونگی خم شد و کلـ//تو از روی زمین برداشت.

یونگی: بگو

جیمین: یبات حیلی خوشمژش

و این دقیقا حسی بود که یونگی نسبت به لـ//بای پسرک داشت اما غرورش اجازه نمیداد تا برای بو//سیدن پسر پیش قدم بشه.
دیدگاه ها (۱)

#Strawberrywhiskey #IU PART:14جیمین: یونی میشه یه شیز دیده ب...

#Strawberrywhiskey #IU PART:15جیمین: اشن اشن دیده تنار تو نی...

#Strawberrywhiskey #IU PART:12یونگی اروم پسرکو از بغـ//لش بی...

الهی🍓😍☁️🩰 𝓂𝓎 𝓋𝒾𝒷𝑒~ 𝔅𝔗𝔖 💜🪐

#Strawberrywhiskey #IU PART:16جیمین: توجا میلی؟ مافیا بدون ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط