{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MY FAVORITE ENEMY

"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۹۴

"ویو جونگکوک".

.

کاش نمیدیدمت که بخوام الان سوارت کنممم


پشت فرمون نشستم.

جنا: ماشین تو ام که سرده.
کوک:وسط تابستون از این گرم تر باشه؟؟چه سرماییی.
جنا: من..س..ردمه.

ماشین رو روش کردم .

کوک: به من ربطی نداره...

راه افتاد

سرشو به شیشه تکیه داد .
و یکم تو خودش جمع شد...
به من چه که سردته..
چقدرم برام مهمه..

همینکه از زیر دست یونجون کشیدمت بیرون خدارو شکر کن .

با حرص بیشتر کتم و از عقب برداشتم و انداختم روش ..

کارم به کجا کشیده شده.

کوک: خیلی با خونتون فاصله داریم..چیکار کنم؟؟؟اصلانم فکر شو نکن من این همه راه و برم..ادرس دوستی کسیو بده

ولی جواب نداد..

بیهوش بود.

میبرمش تو واحد خودم..

*واحد ساختمون این دادشمون کاخه*

فردا ام به تهیونگ میگم بیاد ببرتش.


____
رویه کاناپه گزاشتمش..

یه پتو و متکا هم براش اوردم‌.

و رفتم تو اتاقم..

یه دوش گرفتم و خوابیدم..

صبح زود به تهیونگ زنگ زدم.


"ویو جنا"

با صدای کسایی که بالا سرم حرف میزدن چشمام و باز کردم.

کوک:دیشب حوصله نداشتم بیارمش تا خونتونن..

ته:هعی..جنا...

کامل چشمام و باز کردم و با دیدن تهکوک بالا سرم سریع از جام بلند شدم..

جنا: اینجا کجاست؟؟

تهیونگ به جونگکوک نگاه کرد.

کوک:وقتی اوردمش داخل بیهوش بود ....

جنا: من؟؟چرا؟؟

کوک: مست بودی...

یخورده یادم امده..
لباسایه دیشب تنم بود..

ته: اوکی،ممنون....ما میریم...

با نگاهی عصبی به تهیونگ نگاه کردم..

جنا: ما نه...هرکدوم جدا..

و به سمت در خروجی رفتم..و از خونه زدم بیرون...

وای که چقدر گشنمه...


تو خیایون با اون سر وز راه میرفتم و مردم عجیب نگاه میکردن
دیدگاه ها (۶۶)

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۹۵"ویو جنا"..تو خیایون با ا...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۹۶"ویو جنا"..روز بعد درحالی...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۹۳"ویو جونگکوک".ولی چه اهمت...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۹۲"ویو جونگکوک"._اشکال ندار...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۷۷"ویو جنا".کوک: همه کاره.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط