{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کودکی پرنده ای را با دانه و اب بزرگ میکردم

در کودکی پرنده ای را با دانه و اب بزرگ میکردم
اما
دریغ از انکه پرنده بزرگ میشود
و
همبازی های بهتر پیدا میکند
و
روزی با هم نوع خودش میپرد...
دیدگاه ها (۱)

.....

گاهی یه جور میشکننت...

قلبم شکست و خورد شد اما یک ذره از انرا نگذاشتم بر زمین ریخته...

.

روزگار...همبازی کودکان نشوچشم می گذاریلبخندی قایم می شود…گاه...

گاهی در شلوغیِ روزها، سایه‌ی کودکی‌مان بی‌صدا کنارمان راه می...

زاد روزم مبارک♥︎ بیست و سه مرداد هشتادو چهار زاده شدم توی عص...

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

درس امروز:از رفیق‌هاتون، معشوقتون یا خانوادتون انتظار زیادی ...

اسم:عشق مافیا شخصیت اصلی :جونگکوک-ات شخصیت های فرعی: پدر ات ...

#The_Princess's_Last_Smile#لبخند_آخر_پرنسس#پارت_معرفیاسم : ل...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

✲ ما خاطرات رو به وجود میاریم و اونا مارو نابود میکنن ، ای ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط