{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره..

تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره..
بهش گفتم ببخشید خانوم..
گفت: درد ببخشید، زهر مار ببخشید: |
آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه: |..
منم هیچی نگفتم وقتی بلند شد بره با مغز اومد تو زمین: |
خدا شاهده میخواستم بگم بند کفشت بازه
دیدگاه ها (۱۱)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:26اون..اینجا چیکار داشت ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 185♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

The unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

پارت چهارته: لعنتی تو بچه داری( عصبی داد )یون: نه نههههه من ...

رمان چهارم پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو چویا دوبا...

silence part 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط