{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند روزی است که تنها به تو می اندیشم

چند روزی است که تنها به تو می اندیشم
از خودم غافلم اما به تو می اندیشم

شب که مهتاب درآیینه ی من می ر قصد
می نشینم به تماشا به تو می اندیشم

همه ی روز به تصویر تو می پردازم
همه ی گریه شب را به تو می اندیشم

چیستی ؟ خواب و خیالی ؟ سفری ؟خاطره ای ؟
که دراین خلوت شب ها به تو می اندیشم

لحظه ای یاد تو از خاطرمن خارج نیست
یا درآغوش منی یا به تو می اندیشم

اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود
پشت آن پنجره حتی به تو می اندیشم

تو به حافظ به حقیقت به غزل دلخوش باش
من به افسانه نیما به تو می اندیشم

نه به اندیشه ی زیبا ،‌نه به احساس لطیف
که به تلفیقی از این ها به تو می اندیشم

تو به زیبایی دنیایِ که می اندیشی؟؟
من که تنها به تو، تنها به تو می اندیشم
دیدگاه ها (۳)

آیا تو نیز دردسری چند می خری؟ یعنی دلی ز دست هنرمند می خری؟ ...

با من بهار جز به بدی تا نمی کند دست نسیم پنجره را وا نمی کند...

من آن ستاره ی نامرئی ام که دیده نشد صدای گریه ی تنهایی اش شن...

عشق چیزی شبیه در زدن است مثل دیدار ، مثل سر زدن است هجرت خو...

؛ می‌گفت:«بدترین حقّ‌الناس آن است که به روح ِدیگران لطمه بزن...

؛ می‌گفت:«بدترین حقّ‌الناس آن است که به روح ِدیگران لطمه بزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط