{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زیر باران ایستاده ام

من زیر باران ایستاده ام
و انتظار تو را می کشم
می خواهم قدم هایت را با تعداد قطره های باران شماره کنم
تو قبل از پایان باران می رسی
یا باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد...
مرا که ملالی نیست
حتی اگر صد سال هم زیر باران بدون چتر بمانم
نه از بوی یاس باران خورده خسته می شوم
نه از خاکی که باران غبار را از آن ربوده است
هر وقت چلچله برایت نغمه ی دلتنگی خواند
و خواستی دیوار را از میان دیوارهایمان برداری
بیا...
من تا آخرین فصل باران منتظرت می مانم
دیدگاه ها (۱)

قسمت هشت

سناریو کازوتورا درخواستی

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

پارت نوزدهم | زیر باراناز آن روز، جنگکوک دیگر مثل قبل نبود.د...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط