{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچی میپرسیدی در جوابت میگفت:آره

هرچی میپرسیدی در جوابت میگفت:آره
مثلا میگفتی:منو میشناسی؟
_آره
میگفتی:اینجا خوبه برات؟ راحتی؟
_آره
میگفتی میخای بریم بیرون یه دور بزنیم,دلت واشه؟
_نه!نه!نه
بعدا دلیلش رو از پرستار آسایشگاه بهت میگه:
اخه با همین بهونه اوردنش سرای سالمندان این سوالو نباید میپرسیدی...
دیدگاه ها (۲)

دونه دونه بیان رد بشن از رو پولم آره هنوزمشیک و سکسی مشکی رل...

...

عجب فلشیه

حقیقت همینه....

هرچی ازش میپرسیدم در جواب میگفت:آره مثلا میگفتم:منو میشناسی؟...

هرچی ازش میپرسیدم در جواب میگفت:آرهمثلا میگفتم:منو میشناسی؟م...

هرچی ازش میپرسیدم میگفت اره گفتم من و میشناسی؟+ارهگفتم اینجا...

هر چی ازش می پرسیدی... در جوابت میگفت :آره میگفتی :اینجا خوب...

هرچی ازش می پرسیدی در جوابت می گفت : آره .مثلاً می گفتی : من...

هرچی ازش می پرسیدی در جوابت می گفت : آره مثلاً می گفتی : منو...

هرچی ازش می پرسیدم در جواب می گفت : آره مثلا می گفتم : منو م...

ﻫَﺮﭼﯽ ﺍَﺯﺵ ﻣﯽ ﭘُﺮﺳﯿﺪﯼ ﺩﺭ ﺟﻮاﺑﺖ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ﻣﺜﻼً ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ : ﻣ...

فراموشم کن>>>نمی‌دونست کجا بره فقط میخواست از این دنیا و آدم...

رمان عشق مافیای من پارت 28🔞💫

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط