{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه ای در دهه ۵۰

عاشقانه ای در دهه ۵۰
پارت ۵۰ ( واقعا فک نمیکردم بتونم تا اینجا بیام ممنون از تک تک شماها )

ویو راوی
املیا با شوق و اشتیاق تک تک لباس ها رو تست میکرد تا بتونه بهترینشو بپوشه بعد از کل کل های فراوان با خودش بلاخره یه لباسی رو انتخاب کرد و پوشید و همراه لوئیس رفتن پشت بوم قصر . هوا سرد بود ولی املیا قبول نمیکرد شنلش رو بپوشه

٪ بانوی من هوا سرد باد هم قویه اینو بپوشین لطفا

+نمیپوشمش .‌........... این روی لباسم رو میپوشونه ، نمیپوشمش

همون لحظه تهیونگ به همراه یک نفره دیگه اومد

_ سلام

+سلام ( ذوق )

_ چقدر هوا سرده ........نباید تو این هوای سرد ، اینطوری لباس بپوشی وگرنه سرما میخوری ....‌..... وقتی شنل اوردی چرا نمیپوشیش

املیا که لبخند روی لباش بود حالا دیگه محو شده بود و شنلشو از لوئیس گرفت و پوشیدش . املیا که نمیدونست اون کسی که کنار تهیونگه کیه پرسید

+ببخشید ایشون ........

_ ایشون یکی از منجم های ماهر قصر هستن آوردمش که کنارمون باشه و بهمون کمک کنه

املیا تا اینو شنید با چشم و ابرو به منجم اشاره میکرد که بره و منجم که گیج شده بود چیکار کنه ، تهیونگ گفت

_ چرا شروع نمیکنید ( رو به منجم)

منجم = امممممم به نظرم رصد ستاره ها نیاز به آرامش و سکوت داره ......... و بهتره اینجا زیاد شلوغ نباشه .........و بهتره که ۲ نفر اینجا باشن

املیا که احساس پیروزی میکرد با حرفی که تهیونگ زد کاخ پیروزیش فرو ریخت

_ خب بهتره اول تو برگردی ( روبه املیا )

+هاااااااا ؟

_ برو دیگه

بعد تهیونگ رفت دست منجم رو گرفت و آورد پیش خودشو و شروع کرد به پرسیدن

_ خب بگو فال پنج ستاره چیه

املیا که میخواست منجم رو ببره هر طوری که شده میخواست بره پیش تهیونگ ولی نمیتونست

+ چیزه .......وایسااااا

تهیونگ اهمیتی نمیداد و همینطور سوال می‌پرسید و منجم که گیج شده بود فقط جواب میداد املیا که از هر طرف رفت پیش تهیونگ ولی نتیجه ای نمیدید اعصبانی شد و به سرعت از اونجا خارج شد و به سرعت رفت تو اتاق و مستقیم رفت رو تخت و پتو رو روش کشید و به خوابی عمیق فرو رفته ...........................
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۵۱ویو راوی املیا با اعصبانیت از پشت...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۵۲دویو راوی _ چیشده چرا اینطوری میک...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۴۹ویو راوی + میگم دیدی دیروز تهیونگ...

عاشقانه ای در دهه ۵۰اسلاید دوم سوم املیا چهارم زوییپنجم ملکه...

ترس شیرین pt 28با مشت تهیونگ که کنار سرش برخورد کرد نفسش ...

پارت۹:ددی مافیای من:ویو ا/ت: وای چقد امروز هوا خوبه من عاشق ...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p3۸تهیونگ ضربان قلبش رو در تک تک قسمت های بدنش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط