نفسم بوی دعا داشت خدا ، یا گل سرخ
نفسم بوی دعا داشت خدا ، یا گل سرخ
بوی یک غنچه که نه وسعت دریا گل سرخ
نه خدایا که چنین رایحه ای از سر شرم
یک نفس بوید اگر پژمرد اما گل سرخ
حس این رایحه ازبسکه لطیف است مرا
می برد.تا چمن عاطفه ها ، تا گل سرخ
گر معطر شوی از هر نفس باد سحر
داشتی خلوتی ای کاش تو هم ، با گل سرخ
شرم می میردو احساس به جان می آید
گر ببویی تو از این باغچه تنها گل سرخ
هر طرف می نگرم صبح پیامی دارد
با من سوختهُ خستهُ شیدا ، گل سرخ
نکند باز نشسته به تنم بوی خوشت
می شوم آخر از این رایحه رسوا، گل سرخ
بوی یک غنچه که نه وسعت دریا گل سرخ
نه خدایا که چنین رایحه ای از سر شرم
یک نفس بوید اگر پژمرد اما گل سرخ
حس این رایحه ازبسکه لطیف است مرا
می برد.تا چمن عاطفه ها ، تا گل سرخ
گر معطر شوی از هر نفس باد سحر
داشتی خلوتی ای کاش تو هم ، با گل سرخ
شرم می میردو احساس به جان می آید
گر ببویی تو از این باغچه تنها گل سرخ
هر طرف می نگرم صبح پیامی دارد
با من سوختهُ خستهُ شیدا ، گل سرخ
نکند باز نشسته به تنم بوی خوشت
می شوم آخر از این رایحه رسوا، گل سرخ
- ۳.۲k
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط