{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم بوی دعا داشت خدا ، یا گل سرخ

نفسم بوی دعا داشت خدا ، یا گل سرخ



بوی یک غنچه که نه وسعت دریا گل سرخ



نه خدایا که چنین رایحه ای از سر شرم



یک نفس بوید اگر پژمرد اما گل سرخ



حس این رایحه ازبسکه لطیف است مرا



می برد.تا چمن عاطفه ها ، تا گل سرخ



گر معطر شوی از هر نفس باد سحر



داشتی خلوتی ای کاش تو هم ، با گل سرخ



شرم می میردو احساس به جان می آید



گر ببویی تو از این باغچه تنها گل سرخ



هر طرف می نگرم صبح پیامی دارد



با من سوختهُ خستهُ شیدا ، گل سرخ



نکند باز نشسته به تنم بوی خوشت



می شوم آخر از این رایحه رسوا، گل سرخ
دیدگاه ها (۱)

رویاهایت را ببافدانه دانه با امیدبباف و دست او بسپارخواهی دی...

گاهی همدرست آن استکه همه داشته هایت را . . .از ریشه بکنی . ....

دوست دارم راهی سفری،به سرزمین های دور شوم!چند روزی مهمان شهر...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۵با اینکه فضایِ باغچه پر از خند...

dark life = 38

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

p27

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

«رایحه پنهان»17:28تهیونگ آروم پلک‌هاش رو از هم باز کرد.چند ث...

نوبهار آمد و از سبزه زمین زیبا شدبوستان بار دگر دلکش و روح ا...

چه شد ؟ خاک از خواب بیدار شدبه خود گفت : انگار من زنده ام ! ...

...از دل افروزترین روز جهان،خاطره ای با من هست.به شما ارزانی...

از دل افروز ترین روز جهان،خاطره ای با من هست. به شما ارزانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط