{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت:جبران میکنم

گفت:جبران میکنم
گفتم. کدام را؟؟

عمر رفته را؟
دل شکسته را؟

تارهای سفید موهایم را؟؟

نگاهی به سرم کرد اشک در چشمانش جمع شد ،،،گفت چه پیر شدی! !!!
گفتم جبران میکنی؟؟؟

گفت،کدامش را! ؟!؟!؟
دیدگاه ها (۱)

حکـــــﺎیـــﺘــﻢ ﺷــﺪهحکایتِ ﺟِﻨــــــﺎﻍ ﻫﻤـــه ﺳــــــﺮِ ﺷـ...

"ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ" ﻋﻀﻮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ " ...

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب بدیناسن خوابها ر...

دیگر      برای     دوستت  دارم   کمی   دیر استگفتی  کسی  را ...

وقتی عموت بود

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

still with you

P²⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان عشق مافیا پارت 12از زبان ا/ترفتم داخل نگهبان هم بیرون م...

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:6ولی بازم جواب ندادم .......

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

روباه کوچولوی من پارت بیست و نهم 😵꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_18دستشو کشیدم_بپر بریم نهار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط