عاشق مغرور

عاشق مغرور
#پارت۲۹

من و به آغوش کشیدن و گفت

-باشه گریه نکن آروم باش

-درد داره؟

-ها؟

-دستت بعد از زدن متین زخمی شد با همون دست زدیش درد داره دستت بریم درمونگاه؟

نگاه گرم و پرمهر بهم کرد و گفت

-نگرانمی

-خب آره
با ذوق نگاهم کرد که ادامه دادم

-ببخشید بخاطر من...

انگشت اشارشو گذاشت رو لبمو گفت
-ششش. دیگه نشنوم باشه عروسک؟
دیدگاه ها (۱۱)

چند پارتی

چند پارتی

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

پارت۴تویِ تاریکیِ انباری، جایی که فقط صدایِ نفس‌هایِ تندشون ...

سناریو ران

وقتی دیر میای خونه(part 1)ساعت یک بامداد بود در کلاب رو پشت...

تکپارتی: این بار دیگه کوتاه نمیامLee Minho × You | محافظتی،...

دردسر های سه روزه ( پارت ۴ )سونیک میترسید شدو رو از دست بده ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط