خودم دیدم خمیده راه می رفت
خودم دیدم خمیده راه می رفت
به سوی خانه با صد آه می رفت
خودم دیدم عدو با ضرب سیلی
میان کوچه رویت کرده نیل
خودم دیدم عدو با تازیانه
به رخسارت کشیده وحشیانه
خودم دیدم هوا را تیره و تار
دریده سینه ات از ضرب مسمار
خودم دیدم که رد خون سینه
چکیده بر زمین از ظلم و کینه
خودم دیدم که پهلویت شکستند
برای انتقام از تو نشستند
عدو مسمار در بر سینه آویخت
خودم دیدم که خون از سینه میریخت
خودم دیدم بسوی تو دویدند
میان کوچه رویت را دریدند
بگو دیگر زشرح ماجرایش
عدو آتش زده بر آن سرایش.
اللهم عجل لولیک الفرج
به سوی خانه با صد آه می رفت
خودم دیدم عدو با ضرب سیلی
میان کوچه رویت کرده نیل
خودم دیدم عدو با تازیانه
به رخسارت کشیده وحشیانه
خودم دیدم هوا را تیره و تار
دریده سینه ات از ضرب مسمار
خودم دیدم که رد خون سینه
چکیده بر زمین از ظلم و کینه
خودم دیدم که پهلویت شکستند
برای انتقام از تو نشستند
عدو مسمار در بر سینه آویخت
خودم دیدم که خون از سینه میریخت
خودم دیدم بسوی تو دویدند
میان کوچه رویت را دریدند
بگو دیگر زشرح ماجرایش
عدو آتش زده بر آن سرایش.
اللهم عجل لولیک الفرج
- ۱.۳k
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط