{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حذر از عشق؟

حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پیش تو؟
هرگز نتوانم
نتوانم
نتوانم...
یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شد
آمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد
دل به او بستم و چشم از همه کس پوشیدم
سبب ِدلخوشی ِامشب و فردایم شد
بس صدا کرده ام او را "عسلم" انگاری
اسم او باعث ِشیرینی ِلبهایم شد
شاعرم کرد غم ِچشم ِسیاهش آخر
بهترین سوژه ی اشعار ِغم افزایم شد
غزل اندر غزل از اسم ِقشنگش گفتم
زد و گل واژه ترین واژه ی غمهایم شد
بعد ِهر شعر و غزل گریه عجب میچسبد!!
گریه اصلاً نمک ِشعر و غزلهایم شد..
دیدگاه ها (۳)

لمس نفس هایت ضربان قلبم را به شماره مے اندازد تو آرام آرام ن...

برای گفتن دوستت دارم نه به خورشید نیاز است نه به ماه نه به ب...

اشک های گستاخ !!! گونه های من جای لیز خوردن نیستند ، آرامش ص...

اشک های گستاخ !!! گونه های من جای لیز خوردن نیستند ، آرامش ص...

حذر از عشق؟ ندانم!سفر از پیش تو؟ ...

#گریه_اصلاً_نمک_شعر_و_غزلهایم_شد..حذر از عشق؟ندانم!سفر از پی...

حذر از عشق؟ ندانم!سفر از پیش تو؟ ...

حذر از عشق؟ ندانم!سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم نتوانم نتوانم....

حذر از عشق؟ ندانم!سفر از پیش تو؟ ...

حذر از عشق؟ ندانم!سفر از پیش تو؟ ...

حذر از عشق؟ ندانم!سفر از پیش تو؟ ...

🎻 🎻 🎻 🎻 حذر از عشق؟ ندانم!سفر از پ...

یک نفر آمد و سهم دل تنهایم شدآمد و علت بیداری شبهایم شددل به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط