{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترک شش ساله که سرطان داشت،

دخترک شش ساله که سرطان داشت،
قبل از ورود به اتاق به عمل،
با چشمای لرزون به پرستار گفت:
من مامان بابام پول ندارن....
میشه قبل از عمل بمیرم...
؛(ْ
دیدگاه ها (۳)

رمان✨رقیب عشقی✨💖پارت ۱همه ی بچه های ۱۱ ساله داشتن از والدینش...

پارت معرفی THE FIRST KISSافراد اصلی داستان ات: دختری 16 سال...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

گمشده در روشنایی. P 4

چند پارتی درخواستی

KIM V

ازدواج اجباری part : 10 همه تو حال نشسته بودیم که صدای زنگ د...

برده عمارت جئون

part. 24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط