از عشق همین خاطره می ماند و بس

از عشق همین خاطره می ماند و بس
گلدان لب پنجره می ماند و بس
از آن همه چای عصرگاهی با هم
بر میز دو تا دایره می ماند و بس



با عربده های مست خواهد آمد
عاشق تر از آنچه هست خواهد آمد
آن کس که به روی ساقه ام قلب کشید
یک روز تبر به دست خواهد امد



رفتی و برای من سوال است که تو...
دیگر به سراغ من محال است که تو...
گفتم به هوای عاشقی برگردم
گفتند که سالهای سال است که تو ...



هر آینه پشت سر تباه از دوری
هر پنجره پیش رو سیاه از دوری
من فاصله در فاصله کم خواهم شد
آنگاه
نگاه
گاه
آه از دوری ...
دیدگاه ها (۱۶)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

پارت ششم | جای خالیآن روز، لیانا نیامد.جنگکوک اول متوجه نشد....

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 6 | آدمِ دردسرسازیک هفته از شروع ترم گذشته بود...

الا ان لله ما فی السماوات والارض«آگاه باشید! هر چه در آسمان ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

### پارت هشتم: «پازلِ سمی»سه روز گذشت. اداره‌ی پلیس مثل کندو...

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط