مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه،
مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه،
غم با من زاده شده منو رها نمی کنه،
شب که از راه می رسه غربت هم باهاش میاد،
توی کوچه های شهر باز صدای پاش میاد.
من غم های کهنه ام رو برمی دارم که توی میخونه ها جا بگذارم،
می بینم یکی میاد از میخونه زیر لب مستونه آواز میخونه،...
مستی ام درد منو دوا نمی کنه،
غم با من زاده شده منو رها نمی کنه...
گرمی مستی میاد توی رگهای تنم،
گمونم دلم می خواد با یکی حرف بزنم،
کی میاد به حرفهای من گوش بده؟
آخه من غریبه هستم با همه،
یکی آشنا میاد به چشم من!
ولی! از بخت بدم اونهم غمه...
خسته از هر چی که بود،
خسته از هر چی که هست،
راه می افتم که برم مثل هر شب مست مست.
باز دلم مثل همیشه خالیه،
باز دلم گریه تنهایی می خواد،
برمی گردم تا ببینم کسی نیست
می بینم غم داره دنبالم میاد.....
مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه،
غم با من زاده شده،
منورها نمی کنه،
غم با من زاده شده منو رها نمی کنه،
شب که از راه می رسه غربت هم باهاش میاد،
توی کوچه های شهر باز صدای پاش میاد.
من غم های کهنه ام رو برمی دارم که توی میخونه ها جا بگذارم،
می بینم یکی میاد از میخونه زیر لب مستونه آواز میخونه،...
مستی ام درد منو دوا نمی کنه،
غم با من زاده شده منو رها نمی کنه...
گرمی مستی میاد توی رگهای تنم،
گمونم دلم می خواد با یکی حرف بزنم،
کی میاد به حرفهای من گوش بده؟
آخه من غریبه هستم با همه،
یکی آشنا میاد به چشم من!
ولی! از بخت بدم اونهم غمه...
خسته از هر چی که بود،
خسته از هر چی که هست،
راه می افتم که برم مثل هر شب مست مست.
باز دلم مثل همیشه خالیه،
باز دلم گریه تنهایی می خواد،
برمی گردم تا ببینم کسی نیست
می بینم غم داره دنبالم میاد.....
مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه،
غم با من زاده شده،
منورها نمی کنه،
- ۱۱.۹k
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط