{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روبروم نشستی

روبروم نشستی
برای اخرین بار
گفتم تو که نموندی
گفتی خدا نگهدار
یادمه توی گوشم داشتی آروم می گفتی
وقتی بارون می باره یاد منم میفتی
چترمو زود می بندم زیر بارون می شینم
شاید توی تنهاییم بازم تورو ببینم
ستاره ی قشنگم چرا نمی درخشی
توی شبای تارم نوری به من ببخشی
بیا به زیر بارون
مگه همونی نیستی
بیاد اون روزای کنار من نشستی
یادمه توی گوشم داشتی آروم میگفتی
وقتی بارون می باره یاد منم میفتی
چترمو زود می بندم زیر بارون می شینم
شاید توی تنهایی بازم تورو ببینم
دیدگاه ها (۱)

.

قرار بود پاییز برگردی گفتی که حالت باز خوب میشهمن تو همون خی...

مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه، غم با من زاده شده منو رها ...

چی میشه بی تو روزایی که هر لحظه اش یه دنیا بود نمیشه بی تو خ...

پارت ۲۱شب شده بود. صدای بارون که از پنجره میومد، خونه رو کرد...

پارت اخرپارت ۲۰ #پشت غرورتبارون آروم روی شیشه‌های بیمارستان ...

My professor Chapter:2Part:90زمان حال| سئولهنوزم به یه نقطه ...

رمان: خون و عشق پارت سوم هان هنوز همون‌جا ایستاده بود و به...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p1صدای زنگ ساعت، برای سومین بار توی اتاق ...

سناریو کازوتورا درخواستی

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

ᴘᴀʀᴛ۲۸ | یه شب بارونیچند روز بعد...از صبح هوا ابری بود.آرا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط